مونولوگ

مونولوگ
Instagram

آخرین مطالب

۴ مطلب در شهریور ۱۳۹۶ ثبت شده است

جنگ و تأثیرات مخرب و منفی و حاشیه های ناراحت کننده اش، موضوعی جالب برای تماشایی و خواندنی کردن هر فیلم و کتابی است، پیانیست محصول 2002 و به کارگردانی رومن پولانسکی هم از این قاعده جدا نیست.
فیلم که بر اساس واقعیت و از روی کتابی نوشته شخصیت واقعی ساخته شده است، ماجرای زندگی نوازنده ای لهستانی در جنگ جهانی دوم است که به خاطر یهودی بودن خود و خانواده اش آواره می شوند، بعد از مدتی از خانواده اش جدا و خود به تنهایی با معضلات جنگ روبرو می شود...


قطعاً یکی از صحنه های بی نظیر، سکانس نوازندگی اشپیلمن در حضور افسر آلمانی در قسمتهای پایانی فیلم است.

فیلم اشاره ای زیبا به تأثیر موسیقی بر روی روابط بین آدمها هم دارد.

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۷ شهریور ۹۶ ، ۲۰:۱۷
حورا رستمی

همه چی از قتل کیت خواهر جولیا شروع شده بود. او که از عدم توجه و حمایت کافی از کیت احساس عذاب وجدان می کند تصمیم می گیرد دور از چشم همه و به خصوص پلیس قاتل خواهرش را پیدا کند و این سر آغازی می شود برای سقوط تدریجی جولیا.


بخشهایی از کتاب 

به زودی به خانه برمی گردم، برمی گردم به زندگی واقعی ام؛ پیش هیو و کانر، برمی گردم سراغ آدریان و آنا، برمی گردم به زندگی بدون خواهرم. ولی شاید اگر این کار را انجام بدهم، قضیه فرق کند. درد و عذاب مرگ کیت محو نمی شود ولی از شدت آن کاسته می شود، و دیگر آن قدر برایم مهم نیست که کسی که جان او را گرفته، هنوز آزاد است. در عوض به این لحظه فکر می کنم؛ زمانی که همه چیز بی نهایت زنده و فارغ از هر پیچیدگی است، به زمانی که تمام غم و اندوهم فروکش کرده است. در صورتی که به اتاقش بروم، دست کم برای لحظاتی کوتاه نه آینده ای در کار است و نه گذشته ای، و هیچ چیز دیگری در جهان وجود خارجی ندارد، مگر وجود خودمان؛ که با آرامش مختصری همراه خواهد بود.(ص دویست و بیست و یک)


و در همین حین می فهمم که سایه ی سنگین مرگ کیت هم دارد از سرم برداشته می شود. درد و رنجش هنوز سرجایش است، اما برای نخستین بار از ماه فوریه، دیگر مرگ کیت منشوری نیست که از پس آن سایر چیزها تکه پاره به نظر بیاید. من دیگر گرفتار نیستم و با زحمت و تقلا مسیر خودم را در زندگی با حزن و اندوه سنگین و توأم با خشم پیش نمی برم. دیگر در وضعیتی نیستم که به خودم مسلط نباشم، و به علاوه دیگر خشمگین نیستم؛ نه از دست کیت عصبانی ام که خودش را به کشتن داد، و نه از دست خودم که نتوانستم برای محافظت از او کاری بکنم(ص چهارصد و هشتاد و شش)


سیر حوادث و اتفاقات منطقی، تجزیه و تحلیل های حرفه ای نویسنده در نشان دادن سقوط زنی موفق در کار و زندگی خانوادگی و تبدیلش به زنی که همه چیزش را از دست می دهد و قاتل مردی بی گناه می شود، از ویژگی های این کتاب است. 


زندگی دوم، اس. جی واتسون، شقایق قندهاری، نشر آموت 


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۴ شهریور ۹۶ ، ۲۲:۴۱
حورا رستمی


اینها کتابهایی هستند که بعد از خواندن مدتها بود در کتابخانه من خاک می خوردند و الان خوشحال هستند که به دست خواننده های دیگر افتادند، باشد که هر دو رستگار شویم و آن دنیا هم در جوار یکدیگر...آمین


حالا که پانزده روز از این قضیه می گذرد، گاهی به جای خالی این کتابها فکر می کنم و توی ذهنم قصه و داستان بعضی هایشان را مرور می کنم. ولی با این حال خوشحالم و یه جورایی نبودن این کتابها منو یک قدم به هدفی که دارم نزدیکتر می کند. 



۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۴ شهریور ۹۶ ، ۱۳:۰۸
حورا رستمی

در کتاب خوف ما با چهار شخصیت روبرو هستیم که هر کدام بخشی از داستان را از زبان خودش روایت می کند. شخصیت اول و اصلی زنی به نام شیدا است. زنی تنها که در کنج اتاقی سکونت دارد و اسیر دست دیوانه ای است.سپس ژینوس و نغمه هستند که در پی فستیوالی با شیدا آشنا و رفیق می شوند. در انتها کاوه هم در داستان حضور دارد.


داستان شروع خوبی دارد که خواننده را ترغیب می کند، اما در ادامه و به خصوص فصلهای پایینی زبان داستان پیچیده و تا حدی خسته کننده می شود.



یکی از ویژگی های این کتاب این است که معلوم نیست آیا این شیدا است که نویسنده بوده و به شرح زندگی خود و سایر شخصیت ها می پردازد یا اینکه کاوه مرد نویسنده ای است که داستان شیدا به قلم اوست؟ 


داستان خوف جالب و تا حدی پیچیده بوده و به نظر من نویسنده به خوبی و نسبتاً روان آن را روایت کرده است. کتاب به قول نویسنده اش در زمره داستانهای مدرن قرار دارد و درباره ترس ها و تردیدهای یک زن است.

خوف، شیوا ارسطویی، نشر روزنه، چاپ دوم 93، دوازده هزار تومان


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۲ شهریور ۹۶ ، ۱۳:۵۹
حورا رستمی