مونولوگ

مونولوگ
Instagram

آخرین مطالب

کانال تلگرام من


نوشته های من و ....

معرفی فیلم ها و سریال های جذابی که می بینم 

کتابهایی که می خوانم و بخشهای خواندنی از آن


موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ آبان ۹۶ ، ۲۰:۵۱
حورا رستمی

معرفی کتاب الیزابت گم شده است نوشته من در سایت کافه بوک 


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۰ فروردين ۹۷ ، ۱۰:۰۷
حورا رستمی
راستش اصلاً قصد نداشتم فیلم نگار را ببینم. و برای تماشای فیلم دیگری به سینما رفتم. توفیق اجباری شد که بلیط را بخرم و با اینکه نیم ساعتی از شروع فیلم گذشته بود مشغول تماشایش شدم. ولی الان خوشحالم که نه یکبار، که برای بار دوم هم فیلم را دیدم. 



نگار درباره دختری جوان است که در پی خودکشی ناگهانی پدرش، تلاش می کند که پرده از این خودکشی که به اعتقاد وی قتل بوده است بردارد.

نگار فیلم قشنگی است و علاوه بر ریتم مناسب، شیوه و تکنیک روایت داستان را خیلی دوست داشتم و البته موسیقی متن شنیدنی است. سکانسهای گلخانه از بهترین بخشهای فیلم است و البته بازی نگار جواهریان و مانی حقیقی

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۶ مهر ۹۶ ، ۲۱:۱۰
حورا رستمی

پیدا کردن نقطه ضعف های دیگران کمی هوش می خواهد؛ اما سوء استفاده نکردن از آنها، مقدار زیادی شعور

حالا انتخاب با خودمونه، ترجیح بدهیم باهوش باشیم یا با شعور


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۴ مهر ۹۶ ، ۲۳:۲۴
حورا رستمی

سبک نویسندگی ناهید طباطبایی را دوست دارم و تمام کتابهای داستانی کوتاه و بلندش را هم دارم و خواندم. برای داشتن آبی و صورتی هم کلی از سایتهای فروش کتاب را زیر و رو کردم تا اینکه نسخه ای از آن را در سایت آی کتاب پیدا کردم و خریداری کردم.(کلاً این سایت برای پیدا کردن کتابهای نایاب و چاپ قدیم خیلی مفید و کاربردی است)



فکر کنید یکی دو نسل بعد از شما، یکی از نوه نتیجه های شما نویسنده از آب در بیاید و به سرش بزند که داستان زندگی خاندانش را به رشته تحریر در بیاورد. 

آبی و صورتی هم روایت یک نوه از زندگی و لحظات تلخ و شیرین خانواده مادری و پدری اش است که در عصر رضاخان می زیستند. کتاب زبانی ساده و شیرین دارد و علاوه بر بیان شیوه زندگی آدمهای آن دوران، بیانگر اتفاقات تاریخی آن دوران هم است (به خصوص صفحات 430 تا 433)

داستان این کتاب به طور یک فصل در میان در زمان حال و گذشته روایت می شود و وجود دو فرشته که به شخصیت اصلی برای نوشتن کمک می کنند باعث بامزه شدن قصه شده است.


بخشی از کتاب آبی و صورتی

با یک دسته کاغذ و چند تا مداد نشستم پشت میز. از آخرین باری که چیزی نوشته بودم، سالها می گذشت. آبی و صورتی که از صبح همه جا دنبال من آمده بودند، دو طرفم نشستند. چاره ای نبود. باید شروع می کردم. می دانستم هر کدام از آنها دلشان می خواهد از کجا شروع کنم. صورتی که خانواده ی مادریم را بیشتر دوست داشت، داستان طلعت و بابا پرتوی را می خواست، و آبی که طرفدار خانواده ی پدری بود، داستان محبوبه و یحیا را. و این را هم می دانستم که اختیارم را به دست هر کدام بدهم، مرا یک راست به آن می کشد که خودش می خواهد؛ و این معمولاً نتیجه ی خوبی نداشت.(ص نوزده)

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۵ مهر ۹۶ ، ۰۶:۵۸
حورا رستمی
جنگ و تأثیرات مخرب و منفی و حاشیه های ناراحت کننده اش، موضوعی جالب برای تماشایی و خواندنی کردن هر فیلم و کتابی است، پیانیست محصول 2002 و به کارگردانی رومن پولانسکی هم از این قاعده جدا نیست.
فیلم که بر اساس واقعیت و از روی کتابی نوشته شخصیت واقعی ساخته شده است، ماجرای زندگی نوازنده ای لهستانی در جنگ جهانی دوم است که به خاطر یهودی بودن خود و خانواده اش آواره می شوند، بعد از مدتی از خانواده اش جدا و خود به تنهایی با معضلات جنگ روبرو می شود...


قطعاً یکی از صحنه های بی نظیر، سکانس نوازندگی اشپیلمن در حضور افسر آلمانی در قسمتهای پایانی فیلم است.

فیلم اشاره ای زیبا به تأثیر موسیقی بر روی روابط بین آدمها هم دارد.

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۷ شهریور ۹۶ ، ۲۰:۱۷
حورا رستمی

همه چی از قتل کیت خواهر جولیا شروع شده بود. او که از عدم توجه و حمایت کافی از کیت احساس عذاب وجدان می کند تصمیم می گیرد دور از چشم همه و به خصوص پلیس قاتل خواهرش را پیدا کند و این سر آغازی می شود برای سقوط تدریجی جولیا.


بخشهایی از کتاب 

به زودی به خانه برمی گردم، برمی گردم به زندگی واقعی ام؛ پیش هیو و کانر، برمی گردم سراغ آدریان و آنا، برمی گردم به زندگی بدون خواهرم. ولی شاید اگر این کار را انجام بدهم، قضیه فرق کند. درد و عذاب مرگ کیت محو نمی شود ولی از شدت آن کاسته می شود، و دیگر آن قدر برایم مهم نیست که کسی که جان او را گرفته، هنوز آزاد است. در عوض به این لحظه فکر می کنم؛ زمانی که همه چیز بی نهایت زنده و فارغ از هر پیچیدگی است، به زمانی که تمام غم و اندوهم فروکش کرده است. در صورتی که به اتاقش بروم، دست کم برای لحظاتی کوتاه نه آینده ای در کار است و نه گذشته ای، و هیچ چیز دیگری در جهان وجود خارجی ندارد، مگر وجود خودمان؛ که با آرامش مختصری همراه خواهد بود.(ص دویست و بیست و یک)


و در همین حین می فهمم که سایه ی سنگین مرگ کیت هم دارد از سرم برداشته می شود. درد و رنجش هنوز سرجایش است، اما برای نخستین بار از ماه فوریه، دیگر مرگ کیت منشوری نیست که از پس آن سایر چیزها تکه پاره به نظر بیاید. من دیگر گرفتار نیستم و با زحمت و تقلا مسیر خودم را در زندگی با حزن و اندوه سنگین و توأم با خشم پیش نمی برم. دیگر در وضعیتی نیستم که به خودم مسلط نباشم، و به علاوه دیگر خشمگین نیستم؛ نه از دست کیت عصبانی ام که خودش را به کشتن داد، و نه از دست خودم که نتوانستم برای محافظت از او کاری بکنم(ص چهارصد و هشتاد و شش)


سیر حوادث و اتفاقات منطقی، تجزیه و تحلیل های حرفه ای نویسنده در نشان دادن سقوط زنی موفق در کار و زندگی خانوادگی و تبدیلش به زنی که همه چیزش را از دست می دهد و قاتل مردی بی گناه می شود، از ویژگی های این کتاب است. 


زندگی دوم، اس. جی واتسون، شقایق قندهاری، نشر آموت 


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۴ شهریور ۹۶ ، ۲۲:۴۱
حورا رستمی


اینها کتابهایی هستند که بعد از خواندن مدتها بود در کتابخانه من خاک می خوردند و الان خوشحال هستند که به دست خواننده های دیگر افتادند، باشد که هر دو رستگار شویم و آن دنیا هم در جوار یکدیگر...آمین


حالا که پانزده روز از این قضیه می گذرد، گاهی به جای خالی این کتابها فکر می کنم و توی ذهنم قصه و داستان بعضی هایشان را مرور می کنم. ولی با این حال خوشحالم و یه جورایی نبودن این کتابها منو یک قدم به هدفی که دارم نزدیکتر می کند. 



۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۴ شهریور ۹۶ ، ۱۳:۰۸
حورا رستمی

در کتاب خوف ما با چهار شخصیت روبرو هستیم که هر کدام بخشی از داستان را از زبان خودش روایت می کند. شخصیت اول و اصلی زنی به نام شیدا است. زنی تنها که در کنج اتاقی سکونت دارد و اسیر دست دیوانه ای است.سپس ژینوس و نغمه هستند که در پی فستیوالی با شیدا آشنا و رفیق می شوند. در انتها کاوه هم در داستان حضور دارد.


داستان شروع خوبی دارد که خواننده را ترغیب می کند، اما در ادامه و به خصوص فصلهای پایینی زبان داستان پیچیده و تا حدی خسته کننده می شود.



یکی از ویژگی های این کتاب این است که معلوم نیست آیا این شیدا است که نویسنده بوده و به شرح زندگی خود و سایر شخصیت ها می پردازد یا اینکه کاوه مرد نویسنده ای است که داستان شیدا به قلم اوست؟ 


داستان خوف جالب و تا حدی پیچیده بوده و به نظر من نویسنده به خوبی و نسبتاً روان آن را روایت کرده است. کتاب به قول نویسنده اش در زمره داستانهای مدرن قرار دارد و درباره ترس ها و تردیدهای یک زن است.

خوف، شیوا ارسطویی، نشر روزنه، چاپ دوم 93، دوازده هزار تومان


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۲ شهریور ۹۶ ، ۱۳:۵۹
حورا رستمی

انگار متعلق به یک زمان خیلی دور بودم، یک گذشته خیلی دور یا یک آینده خیلی دور. انگار هم اینجا نبودم و هم اینجا بودم. نه فقط خودم، که آدمهای دور و برم. اصلا همه چیز، درخت و آسمان و خانه. یه جور حالت عجیب و غریبی که بعضی وقتها سراغم می آمد. و باعث می شد این تصور را داشته باشم که الان زمان متوقف شده و آن چیزی نیست که الان است. انگار آن اتفاق تلخ که قدرت پتک را داشت نیافتاده، انگار نه انگار که عقبکی راه می روم. راه می رفتم؛ همیشه. 


خانه بی صدا ترین حالتش را تجربه می کند، میل دویدن به سرم افتاده است و از جا بلندم می کند. ترسی غریب در دلم لونه کرده و خودم را مثل! نمی دانستم حال خودم را به چی تشبیه کنم که مناسب ترین مثال باشد. انگار رها ترین بودم، رهاتر از هر چیزی که رهایی ویژگی اصلی اش بود.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ مرداد ۹۶ ، ۲۰:۱۹
حورا رستمی

حالا بین ما به اندازه ی یک اقیانوس فاصله است و هر کدام از ما به کار و زندگی خودمان سرگرم هستیم. بیشتر وقت ها از طریق اینترنت با هم می زنیم. گاهی متوجه حرف های مادرم نمی شوم یا تأخیری در رسیدن صدا وجود دارد. اما خوبی اش این است که مجانی است و هر چیزی که مجانی باشد خوب است. این عقیده ی هندی ها است و می دانید که مادرم هم بر این اعتقاد پافشاری می کند. (ص پنجاه و هشت) 



کتاب جالبی که به خوبی فرهنگ و رسوم هندی ها در برخورد با مسائل مختلف را شرح می دهد، با ترجمه ای شیرین و دلنشین. فصل اول و چهارمش را خیلی دوست داشتم. 


مادر فلفلی من، نشر درسا و لیوسا، چاپ اول نود و یک، 8500 تومان

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ مرداد ۹۶ ، ۲۰:۰۹
حورا رستمی