مونولوگ

مونولوگ
Instagram

آخرین مطالب

۹ مطلب در مرداد ۱۳۹۶ ثبت شده است

انگار متعلق به یک زمان خیلی دور بودم، یک گذشته خیلی دور یا یک آینده خیلی دور. انگار هم اینجا نبودم و هم اینجا بودم. نه فقط خودم، که آدمهای دور و برم. اصلا همه چیز، درخت و آسمان و خانه. یه جور حالت عجیب و غریبی که بعضی وقتها سراغم می آمد. و باعث می شد این تصور را داشته باشم که الان زمان متوقف شده و آن چیزی نیست که الان است. انگار آن اتفاق تلخ که قدرت پتک را داشت نیافتاده، انگار نه انگار که عقبکی راه می روم. راه می رفتم؛ همیشه. 


خانه بی صدا ترین حالتش را تجربه می کند، میل دویدن به سرم افتاده است و از جا بلندم می کند. ترسی غریب در دلم لونه کرده و خودم را مثل! نمی دانستم حال خودم را به چی تشبیه کنم که مناسب ترین مثال باشد. انگار رها ترین بودم، رهاتر از هر چیزی که رهایی ویژگی اصلی اش بود.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ مرداد ۹۶ ، ۲۰:۱۹
حورا رستمی

حالا بین ما به اندازه ی یک اقیانوس فاصله است و هر کدام از ما به کار و زندگی خودمان سرگرم هستیم. بیشتر وقت ها از طریق اینترنت با هم می زنیم. گاهی متوجه حرف های مادرم نمی شوم یا تأخیری در رسیدن صدا وجود دارد. اما خوبی اش این است که مجانی است و هر چیزی که مجانی باشد خوب است. این عقیده ی هندی ها است و می دانید که مادرم هم بر این اعتقاد پافشاری می کند. (ص پنجاه و هشت) 



کتاب جالبی که به خوبی فرهنگ و رسوم هندی ها در برخورد با مسائل مختلف را شرح می دهد، با ترجمه ای شیرین و دلنشین. فصل اول و چهارمش را خیلی دوست داشتم. 


مادر فلفلی من، نشر درسا و لیوسا، چاپ اول نود و یک، 8500 تومان

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ مرداد ۹۶ ، ۲۰:۰۹
حورا رستمی

خانواده تهی شامل پنج داستان است که دو تای اول کوتاه و مابقی بلندتر هستند. اولی و دومین داستان از زبان اول شخص و سه تای دیگر را دانای کل روایت می کند. داستان ها برشهایی از زندگی روزمره شخصیت ها را بیان می کند که خوش خوان و روان بوده با مضامینی چون عشق و مرگ و جدایی و به خصوص بازگشت به خانه(در معنای عام). 

به شخصه دو زن و مستعمره اسپانیا(داستان سوم و چهارم)را خیلی دوست داشتم و کاش که تعداد داستان ها بیشتر از این بود.



بخشی از اولین داستان 

حس می کردم برخی عشق ها و دلبستگی ها ذاتی اند، فراتر از انتخاب هامان، از این روست که با طعم تأسف و شرم و درد و نیاز و پوچی سراغ مان می‌آیند، با حسی چنان نزدیک به خشم که هرگز قادر به مهارش نخواهیم بود. (ص بیست و دو)

خانواده تهی، کالم توبین، نورا موسوی نیا، نشر کوله پشتی، چاپ اول 1395،ده هزار تومان

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ مرداد ۹۶ ، ۲۰:۰۱
حورا رستمی

خیلی تفاوت است بین کسی که تلاش می کند و شکست می خورد، با کسی که تلاش می کند و با کارشکنی کسی دیگر شکست می خورد.


یا به عبارت دیگر، کسی که با تلاش خودش موفق می شود، فرق دارد با کسی که با کارشکنی و زیرآب زنی به موفقیت می رسد.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ مرداد ۹۶ ، ۰۰:۳۹
حورا رستمی

داستان این کتاب گرچه تا حدی غم انگیز و درباره مشکلات فراوان شخصیت اصلی اش است، اما زبان شیرین و طنز گونه نویسنده، کتاب را خواندنی تر کرده است. 

کتاب را دوست داشتم و به نظرم یکی از بهترین رمان های ایرانی است که امیدوارم دیده و خوانده شود.


بخشهایی از کتاب 

من همه زندگی م صبر کردم که اوضاع تغییر کنه، اما یا تغییر نکرد یا اگه کرد، بدتر شد. آرام بزرگ تر می شه، اما من دارم کوچیک تر می شم. می دونم من بهت بدی کردم. اما تو هم که داری همین کارو با من می کنی. پس فرق تو با من چیه؟ تازه به قول تو من مخم عیب داره. تو که مغزت مثل ساعت کار می کنه چرا داری این کارو با من می کنی؟(ص 41)



خاطره های گزنده ای که داشتیم، دیگر اجازه نمی داد نیمه زیباتر هم را ببینیم و همین، کینه هامان را آجر به آجر روی هم دیوار می کرد. ما هر دو خوب بودن را دوست داشتیم، اما هرگز خود را برای این واقعیت که شاید دیگری به اندازه ما خوب نباشد آماده نکرده بودیم! پس به هم بدی کردیم، تا جایی که دست آخر برای هم کوهی از زباله شدیم. عشق ما روزی تمام شد، تنها به این دلیل ساده که یک روز آغاز شده بود.(ص 72)


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۷ مرداد ۹۶ ، ۱۷:۱۰
حورا رستمی
این دو کتاب را سه شنبه دهم مرداد 1396 خریدم.
اولی کتابی از ادبیات آفریقا است که نویسنده اش پدر ادبیات نوین آفریقا بوده است و برنده جایزه من بوکر 2008 هم شده است.
بعدی هم کتابی از شیوا ارسطویی است، چاپ دوم 1393 نشر روزنه



اطلاعات بیشتر در کانال تلگرامم

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۳ مرداد ۹۶ ، ۲۲:۵۳
حورا رستمی

هیچ وقت این تلفن ها را دوست نداشتم و ندارم، چه زمانی که خودمان یه دونه قرمزش را داشتیم و چه الان که دوباره مد شده اند. البته تلفن ما از این مدل صفحه کلید چرخشی ها نبود و دکمه های سیاه مربعی داشت. 

بیشتر به این دلیل که ترجیح می دادم بدانم پشت خط چه کسی است تا اگر حوصله نداشتم با دیدن شماره طرف و ضروری نبودن تماسش، تلفن را بی پاسخ بگذارم؛ مزیت آرام بخش، تلفن هایی که شماره را نشان می دهند. 



۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۸ مرداد ۹۶ ، ۱۳:۵۹
حورا رستمی
مردان انسان نمای عزیز از اینکه با تجاوزهای فردی و گروهی و همه جوره خود ما زنان جنس لطیف را متوجه جنس دوم بودنمان می کنید ممنونیم!

آیا فکر می کنید خدا وقتی انسان را عنوان اشرف مخلوقات آفرید، منظورش فقط جنس شما بوده است؟ سخت در اشتباهید! 

آیا شما انسانی مذکر است هستید یا حیوانی مذکر؟ 

آیا می توان گفت در شما منطق و وجدان و عقل و وجود دارد، وقتی انتقام تجاوز فردی را با تجاوز گروهی و در ملاءعام می  گیرید؟ 

لطفا بگذارید کمی از زخم آتنا و بنیتا بگذرد، کمی مرهم پیدا کنیم، بعد دنبال راهی جدید برای تخلیه چاه ویل عقده های حیوانی خود باشید



۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۵ مرداد ۹۶ ، ۱۷:۱۷
حورا رستمی

سر قضیه لو رفتن عکسهای خصوصی آزاده نامداری، دیدگاه های متفاوتی را خواندم. چیزی که برای من تعجب آور بود و تا به حال تجربه اش نکرده بودم. یکی این را وسیله تخلیه تحقیرهای گشت ارشادی خودش قرار داده بود، یکی به ماجرای دزدی و اختلاس فلان کس ربط داد و از این یکی به آن قضیه رسیده بود. یکی نظرش این بود که نباید از کار ایشان ایراد گرفت، وقتی کسی نسبت به ازدواج سفید نماینده زن سایق مجلس واکنشی نشان نداد. 

واقعا این همه  نظرهای متفاوت درباره آزادی های یواشکی یک زن از طرف زنان دیگر برایم تعجب آور بود و حکم زنان علیه زنان را داشت به نظر من. 

بگذریم که کسی این وسط، فردی که این عکس ها را گرفت و منتشر کرد را مقصر ندانست. و توجیه شان هم این بود که چون این عکسها در مکانی عمومی گرفته شده اند پس قضیه حریم خصوصی مطرح نیست.


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۴ مرداد ۹۶ ، ۱۲:۵۹
حورا رستمی