مونولوگ

مونولوگ
Instagram

آخرین مطالب

مشت و مالچی عارف

جمعه, ۲۵ فروردين ۱۳۹۶، ۰۹:۴۵ ق.ظ

بعد از خانه ای برای آقای بیسواس، این دومین کتابی است که از و.س.نایپل خواندم. برنده جایزه نوبل سال 2001 که در این کتاب با زبانی طنز روایتگر زندگی گانش است که از یک مشت و مالچی ساده به سیاستمداری موفق تبدیل می شود که در نهایت نشان امپراتوری بریتانیا را هم دریافت می کند.



بخشی از کتاب :
انگار همه چیز خلاف از آب در آمده بود؛ و گانش می ترسید مبادا علایم سرنوشت را نادرست تعبیر کرده باشد. فقط بعدها بود که فهمید این ماه های مأیوس کننده چه مشیت الهی مبارکی را در نهان داشت. نوشت : «هرگز آن چیزی که می خواهیم باشیم نیستیم، بلکه چیزی هستیم که باید باشیم.» در مشت و مال بختش نگفته بود. لی لا نمی توانست بچه دار شود. این سرخوردگی ها که می توانست هر مردی را برای همیشه درهم بشکند، موجب شد که گانش به طور جدی و با تمام وجود به کتاب رو آورد. البته همیشه قصد داشت بخواند و بنویسد، اما سؤالی که پیش می آید این است که اگر مشت مالچی موفقی می شد یا می توانست صاحب یک گله اولاد شود، آیا با همین پشتکار خواندن و نوشتن را دنبال می کرد. (ص98)

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

نظر دادن تنها برای اعضای بیان ممکن است.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.