مونولوگ





من از گردنم بدم می آید و افکار زنانه دیگر

شنبه, ۱۶ مرداد ۱۳۹۵، ۰۹:۱۵ ب.ظ

مطالعه یکی از فعالیتهای اصلی من است. مطالعه برای من همه چیز است. مطالعه باعث می شود احساس کنم کار مهمی انجام داده ام، چیزی یاد گرفته ام و آدم بهتری شده ام. مطالعه به من سوژه هایی می دهد که بعداً بتوانم راجع بهشان حرف بزنم. مطالعه شیوه ای غیرقابل باور برای درمان مشکل حواس پرتی من است. مطالعه راهی است برای فرار و راهی است برای فرار نکردن. مطالعه راهی است برای برقراری ارتباط با حقیقت پس از یک روز دروغگویی و راهی است برای برقراری ارتباط با قوه تخیل فردی دیگر پس از یک روز تعامل با واقعیات. مطالعه سود بردن است. مطالعه برکت است.(ص هفتاد و یک-هفتاد و دو)



آن آپارتمان مظهر خانواده بود. نشان آن لحظه از زندگی ام بود که طی آن بخت به من رو کرده بود. آن آپارتمان بخشی از هویت من بود یا حداقل بخشی از چیزی بود که درباره هویت خود می پنداشتم. چون آن آپارتمان در منطقه کم رونق بخش غربی بود زندگی در آنجا باعث می شد احساس کنم آدم باهوش و نیکوکاری هستم. چون اجاره ای بود باعث می شد احساس کنم آدم متظاهری نیستم. چون کمی مخروبه بود باعث می شد احساس شیک بودن کنم. خلاصه اینکه آنجا به معنای واقعی و شای کمی هم خودخواهانه خانه ی واقعی ام بود و شک داشتم، که البته این شک در ذاتم بود، که جای دیگری روی زمین چنین حسی را به من القا کند.(ص صد-صد و یک)

من از گردنم بدم می آید و افکار زنانه دیگر، نورا افرون،کیهان بهمنی، نشر آموت

پ.ن : از بیست و یک داستان طنز این مجموعه، از داستان درباره تعمیرات خیلی خوشم آمد و جالبتر از بقیه داستانهاست به نظرم.

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۵/۰۵/۱۶
حورا رستمی

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

نظر دادن تنها برای اعضای بیان ممکن است.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.