مونولوگ





سوران سرد

يكشنبه, ۱۰ مرداد ۱۳۹۵، ۰۹:۲۱ ب.ظ

- طاها بجنب! شانست گفته. آمبولانس گروهان اومده نزدیک خرم آباد. اومدن که مصیب رو ببرن. اگه بتونی خودت رو بهشون برسونی، می تونی تا گروهان باهاشون بری، دیر بجنبی همه این راه رو باید پیاده بری. برف راها رو بسته. از مینی بوس خرم آباد و زنگ آباد هم خبری نیست.

حسن زاده برگشت که از زاغه بیرون برود.

طاها پرسید : «پس برگه های تسویه حسابم چی؟»

- برگه هات حاضره. تو فقط مس مس نکن!

و رفت. سینا دست به دیوار زاغه گرفت و از جا بلند شد.طاها مقابلش ایستاد. لباس شخصی پوشیده بود و به خودش رسیده بود. گفت:«بلند نشو! تو حالت خوش نیست. نشسته هم می تونستم ببوسمت.» و صورتش را بوشید.گفت:«برام دعا کن!»نزدیک تر آمد.

- دعا کن خدا ببخشه!

سینا در آغوشش کشید. دست به پشتش زد و در گوشش نجوا کرد: «خدا می بخشه. تویی که باید باور کنی. وقتی رفتی بیرون، به کوه چهارشنبه نگاه کن. به آفتاب نگاه کن که بالای کوه چهارشنبه ست. امروز هوا آفتابیه. هیچ ابری نیست. من هم وقتی شب شد به آسمان نگاه می کنم. مهتاب امشب خیلی زود بیرون می آد. دعا می کنم با بخشش خدا کنار بیای!»

طاها از او جدا شد. گفت:«شاید دیگه همدیگه رو ندیدیم. حلالمون کن!»

سینا از او فاصله گرفت. صورتش غمگین بود. طاها ساکش را برداشت. گفت:«از شیشه اتوبوس آسمون را نیگاه می کنم. اگه مهتاب بود، می گم ای ول داری!» و رفت.(ص چهارصد و بیست و دو - چهارصد و بیست و سه)

سوران سرد نوشته جواد افهمی یکی از بهترین داستانهای ایرانی است که خواندم.رمانی جنگی-جاسوسی درباره سربازان پایگاهی در مناطق غربی کشور است و از جایی آغاز می شود که سهراب یکی از سربازان بازمانده پایگاه سوران پس از بیست سال به منطقه باز می گردد تا از فرد جاسوس انتقام بگیرد.

داستان در زمانهای گذشته و حال روایت می شود. و شخصیت هایی دوست داشتنی دارد که وقتی از سرانجامشان آگاه می شوی، ناخودآگاه گریه ات می گیرد. شخصیت هایی مثل طاها، محمدرضا، حمید همتی، محرم علی و سینا و ...

یکی از بخشهای تأثیرگذار کتاب به نظر من، بخشی است که محمدرضا به شرح اتفاقاتی می پردازد که افراد حزبی بر سر سربازان پایگاه دله در می آورند.

اینجا می توانید نقدی بر این کتاب را بخوانید.

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۵/۰۵/۱۰
حورا رستمی

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

نظر دادن تنها برای اعضای بیان ممکن است.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.