مونولوگ

مونولوگ
Instagram

آخرین مطالب

شب طاهره

شنبه, ۷ فروردين ۱۳۹۵، ۰۷:۳۳ ب.ظ

...شاید باز هم می خواهد به مادرش بگوید خیالت راحت. من با این میلاد ازدواج می کنم و خوشبخت می شوم؛ نه مثل تو که یک عمر با الیاس زندگی کردی و احمد را فراموش نکردی؛ نه مثل تو که از گوران قدم بیرون نگذاشتی، به رغم اینکه سالهاست در تهران زندگی می کنی؛  نه مثل تو که زخم درونت هرگز التیام نیافت و زهر آن تمام زندگی ات را زهرآگین کرد. طاهره، از روزی که نگار آن بازی دکتر و معاینه را راه انداخت و پریشانش کرد، مدام به ردپای احمد در زندگی اش فکر می کند. ردی که تا میثم و نگار آمد و باعث شد به دخترش زخم بزند، همانطور که خودش زخم خورده بود...(ص هشتاد و شش) 



بلقیس سلیمانی از معدود نویسندگان ایرانی است که تمام کتابهایش را خواندم و چندتایی را هم در کتابخانه ام دارم. و به نظرم رمان بازی آخر بانو و مجموعه داستان پسری که مرا دوست داشت، بهترین آثارش است. داستان این کتاب را هم دوست داشتم که درباره طاهره کریم قاسمی است که ملاقات با یک دوست قدیمی باعث زنده شدن خاطرات زندگی تلخش می شود...

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۵/۰۱/۰۷
حورا رستمی

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

نظر دادن تنها برای اعضای بیان ممکن است.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.